تاوان دل بریدن از آغوش کوهسار
دریاست یا کویر؟ همین است زندگی!
یک رود و صد مسیر همین است زندگی
با مرگ خو بگیر همین است زندگی ...
اینها رو نمینویسم که غم نامه ای بر این احوال نگاشته باشم نه ... مینویسم که سبک شم ...
من در سن خیلی کم پدربزرگ و مادربزگ هام رو از دست دادم
عموی پدرم و خاله ی مادرم رو به انداره ی اونها دوست دارم واقعا انقدر که مهربونن و دوست داشتنی
امشب رفتم دیدن عموی پدرم ...
وقتی دیدمشون از دیدن یک آدم بیمار با موهایی که ریختن ...یک عمویی که دیگه توان خندوندن مارو نداشت... حتی نمیتونست خیلی خوب حرف بزنه ...
اولش شکه شدم ...تصورم این نبود از بیماری که دوباره برگشته...
بعد بغض ک
برچسب: مگه,چقدر,وقت,داریم,برای,زندکی,کردن,
نویسنده: نیکا سلطانی
تاريخ: يکشنبه
29 مرداد
1396 ساعت: 16:27